پسر نیمه شب

آرشیو
پنج‌شنبه 2 تیر‌ماه سال 1384
درباره پسر نیمه شب

میگن حالا چرا پسر نیمه شب؟ چرا نگفتی پسر بعد از ظهر یا یه چیز دیگه؟ جواب دادم : آخه میدونی چون نسبت به شب یه احساس خاص دارم ، همیشه شبها رو تا دیروقت بیدارم و تنها!خیلی چیزها رو در همین سکوت نیمه شب یاد گرفتم ، به خیلی چیزها میشه تو این سکوت راحت فکر کرد بدون اینکه کسی افکارتو از هم بپاشونه!

خواستم برای این قسمت عکس خودم رو قرار بدم ، اما پیش خودم گفتم تو نیمه شب و تاریکی عکس آدم خوب در نمیاد بخاطر همین بی خیال شدم . بیشتر لحظات عمرم رو توی اطاقم می گذرونم که پرده هاش همیشه تاریکه ، تو دنیا دو سه تا دوست بیشتر ندارم  و اونا کمتر می بینم . زیاد با مردم حرف نمی زنم و چون بیشتر وسط حرف آدم می پرن و بیشتر شنونده هستم .

دوست ندارم تا سوار تاکسی می شم با راننده چایی نخورده پسرخاله بشم و از هر دری صحبت کنم از کسانی هم که این کارو میکنن زیاد خوشم نمیاد . اگر بیرون از خونه برم حتماً از مغازه آلوچه یا لواشک می خرم و میگذارم توجیبم و تا برسم خونه دستم رو روس میگذارم و فقط به مزه ترش اون فکر می کنم . تا برسم خونه جونم در میاد بخاطر همین بعضی وقتها طاقت نمیارم و تو خیابون یه جورایی یواشکی مشغول خوردن میشم .

تو دنیا 3 نفر رو خیلی قبول دارم و همیشه دلم خواسته که بتونم مثل اونا باشم ، یکی پدر بزرگم ، یعنی پدر مادرم دومی داداش بزرگم سومی هم نمی گم تا تو خماریش بمونید .

از محدودیت بدم بدم میاد ، نمونش همین فیلتر کردن سایتهای اینترنتی . همیشه از اینکه بابت خرید کارتهای اینترنتی در پیتی  پول زیاد بدم ناراحتم که البته این مشکل رو حل کردم ! اهل ادعا کردن نیستم و از کسانی که با خالی بندی خودشونو گنده فرض می کنن خیلی بدم میاد . از عربی و دیکته نوشتن بیزارم بجاش تا دلتون بخواد از ماهی گیری و حیوانات خوشم میاد .

خیلی کم تلویزیون تماشا میکنم و فقط بعضی وقتها فیلم و سریالهای خارجی رو تماشا می کنم . از اینکه مردم مملکت ما وقتشونو پای فیلم ها وسریال های آبکی ایرانی حروم می کنند خیلی ناراحتم که چی ؟ تو همه برنامه هاشون یه نفر عاشق اون یکی میشه ، بعد پای یه نفر دیگه وسط کشیده میشه ، بعد اون میره جبهه یا شهید میشه یا مفقودالاثر .

اهل دعوا کردن و کله گرفتن با مردم نیستم ولی زود دلم می شکنه و ناراحت میشم اما به روی خودم نمیارم . کم غذا میخورم و از فسنجون خیلی بدم میاد ! دوست داشتم پولدارترین مرد دنیا بودم تا هروقت گوشه خیابون یه بچه کوچولو رو می دیدم که داره گدایی میکنه بهش یه عالمه پول میدادم ... همیشه افتخار می کنم که یک آریایی هستم .

بسه! خسته شدم !


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107371


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها