پسر نیمه شب

X
تبلیغات
رایتل
آرشیو
شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1384
سیب

امروز داشتم به سیب فکر می کردم ! حالا لابد می پرسید چرا سیب ؟

اجازه بدید همین اول کار بگم که من سیب خیلی دوست دارم ، البته خوردن سیب رو خیلی روست دارم ولی هر وقت که جایی سیب می بینم پیش خودم می گم که خدایا کاشکی به جای این سیب یه میوه دیگه می آفریدی یا اصلاً سیب نمی آفریدی چی می شد مگه ؟

هر چی بد بختی می کشیم از دست همین سیب هستش ! لابد به حرفهام می خندید ... نه اشتباه نکنید اگر شما هم یه کمی فکر کنید و متوجه بشید که چه مصیبت هایی از دست این سیب کشیدید هرجا درخت سیب ببینید اونو آتیش می زنید !

میدونید چرا همه مشکلات از سیب هستش ؟

یکی از همین سیب ها بود که سالها گذشته از یک درخت افتاد جلوی پای آقای نیوتون ، اونم گیر داد که ببینه چرا این سیب پایین افتاده ؟ چرا سمت بالا نیافتاده ؟ خلاصه جونم براتون بگه که همین سیب باعث شد که آقای نیوتون گیر سه پیچ بده که چرا این سیبه افتاد پایین ؟

خلاصه خستتون نکنم ، بالا خره سیب و آقای نیوتون دست به دست هم دادن و چند تا فرمول و قضیه و قانون رو واسه خودشون اثبات کردن ، به دنبال اثبات شدن اون قانون ها و فرمول ها دوباره یه عده بیکار دیگه پیدا شدن که توسط فرمول ها و قانون های آقای نیوتون فرمول و قضیه جدید اثبات کردن و ....

آقای من خلاصه کنم ، هر چی که امروز می کشیم ( البته منظورم در مورد درس و دانشگاه و فرمول . کنکور ... ) از دست اون سیبه هستش . حالا خداییش هم معلوم نیست که این سیبه خودش افتاده یا اینکه کسی اونو پرت کرده . حالا من دنبال این هستم که اثبات کنم که اون سیبه از درخت نیافتاده و کسی اونو به سمت آقای نیوتون پرت کرده . اگه بتونم این کار رو بکنم قانون نیوتون باطل میشه و در ادامه همه قانون هایی که با اون ارتباط دارن .

برام دعا کنید که موفق بشم .

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107091


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها