پسر نیمه شب

X
تبلیغات
رایتل
آرشیو
سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1384
امید ...

یاد روزهایی می افتم که تو از دلم خبر نداشتی !

یاد حرفهایی که دلم می خواست به تو بگم ولی در کنارم نبودی !

یاد ناگفته هایی که هیچ وقت نگفتم تا روزی تو از چشمانم اونها رو بخونی !

یاد سبزه هایی که سیزدهمین روز بهار به یادت گره زدم !

یاد کاغذ های سفیدی که با اسم قشنگ تو سیاه می شدند !

به یاد تو می افتم ...

و حالا گرمای بودنت را در ذهنم حس می کنم در دقیقه هایم در همه لحظه های عمرم .

ولی افسوس ...

که کابوس با تو نبودن همه رویا هایم را پاره پاره می کند و قطره کوچکی روی نوشته هایم می چکد ...

می ترسم ... از باتو نبودن از تو را نداشتن ...

ولی امیدوارم .

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107279


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها