پسر نیمه شب

X
تبلیغات
رایتل
آرشیو
دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1385
هدیه ...

می دونی به چی فکر می کنم ؟ به اینکه اگر نمی تونستم حرف دلم رو بهت بگم چقدر افسوس می خوردم . حیف بود اگه  این همه احساسی که نسبت به تو داشتم و دارم رو بیان نمی کردم و تو بی خبر از دل من به آینده فکر می کردی در حالی که من فقط به تو فکر می کردم . چقدر سخت بود اگر بی آنکه حرفی به تو می زدم تو رو از دست می دادم و من می موندم و خاطره همه شبهایی که تنها توی کوچه ها قدم می زدم ، تنها با یاد تو ...

از وقتی که به دلم نشستی ، هر چند که با تو نبودم ولی یاد تو همیشه شیرین ترین خاطره ذهنم بوده و هست ... همیشه از اینکه نتونم حرفم رو بهت بگم دلم پر از سکوت می شد و ذهنم در لابلای اما ها و اگرها با نگرانی  به دنبال دریچه امیدی برای داشتن تو می گشت ...

وحالا تو عزیز ترین چیزی هستی که خدا به من هدیه کرده

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107091


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها