پسر نیمه شب

X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
آرشیو
شنبه 22 مهر‌ماه سال 1385
چراغ قرمز

دست و دلم به نوشتن نمیره ، دلم می خواد که بنویسم ولی نمی تونم . انگار که همه حرف هام رو یه جایی جا گذاشتم و سراغ هر موضوعی برای نوشتن میرم چیزی جز چندتا کلمه پس و پیش پیدا نمی کنم . نمی دونم چرا اینطوری شدم ! احساس تنهایی می کنم و توی تنهایی هام از خودم بدم میاد .

همه موضوعات ذهنم مثل ماشینهای شهر شده اند که چند روزیه پشت چراغ قرمز ناراحتی متوقف شدن . جقدر بده که بجای حل کردن این همه مشکلی که سر راه ما قرار داره مدام به پروپای همدیگه می پیچیم ، چقدر که درست تو یه فاصله کوتاه همه لحظه های خوب از ذهنت پاک میشه و هر چیزی رو که ناراحتت میکنه به چشم می بینی یا میشنوی ، چقدر سخته که ناخواسته پیش دیگران خجالت زده بشی ، یا برای اینکه اطرافیان از مشکلات پیش اومده چیزی متوجه نشن مدام دروغ بگی ...

 

میگذره ...

 

یا علی تا بعد

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107373


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها