پسر نیمه شب

X
تبلیغات
رایتل
آرشیو
سه‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1384
تو ... من ... و یک عالمه حرف در دو شاخه گل

به گذشته ها نگاه کن ! وقتی همدیگر رو می دیدیم ! یادته یه سلام و علیک مختصر و بعد هیچ ... اون موقع فکرش رو می کردی که ته دلم چی میگذره ؟ خب خودم هم نمی دونستم بالاخره چی میشه اما این رو می دونستم یه روزی یه جایی حرف دلم رو بهت می گم . چه روزهایی که صبر کردم تا زمان و موقعیت خوبی پیش بیاد و حالا بعد از سالها ، کسی می آید و ...

یک جفت گل سرخ از طرف تو برای من ... چند خطی نوشته و ....

دستم می لرزد ، ضربان قلبم بیداد میکند و قطرات خوشحالی از چشمم ...

چیزی نمی یابم که بگویم ، واژه هایم در برابرت کم می آورند و من تنها می مانم با گلهای تو ...

 

 

-          من

-          برمی خیزم !

-          چراغی در دست ، چراغی در دل ام .

-          زنگار روح ام را صیقل می زنم .

-          آینه ای برابر آینه ات می گذارم

-          تا با تو

-          ابدیتی بسازم ...

 

دوستت دارم ...

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 107131


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها